ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
697
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
كامياب » . اعليحضرت شاهنشاه معدلتانگيز بنابر مظنّه عدم رضاى اولياى دولت انگريز و ظهور فتنه و آشوب در سرحدّات هندوستان و وقوع كدورت خاطر جمهوريت آن شوكت موافقت اركان ، درين فقره تأمّلى بىنهايت فرمود . على العجاله فرستادگان مزبور را مورد تفقّدات نامحصور داشته ، به بهانهء اقتضاى وقت در دار الخلافه چندى مأمور به توقف فرمود . چون حسين على خان خود در مملكت سند كارى داشت ، لهذا مستدعى صدور فرمانى مشعر بر سفارش نامهاى به ولايت سند گشته ، بعد از اصدار فرمان ، از راه مملكت فارس و بحر عمّان ، روى به ولايت سند گذاشت . از قرارى كه - ان شاء اللّه تعالى - رقمزد كلك بيان خواهد شد ، در ولايت سند خود را ايلچى دولت عليّه به قلم داد و با خدمتى نمايان بعد از چندى ، پاى به مراجعت ايران برگشاد . ذكر عزيمت شاهنشاه انجم تحشّم به زيارت حضرت معصومهء قم و رفتن به صوب سلطان آباد كزاز و اوضاع اتفاقيه در آن بلدهء بهجت انباز بعد از قرار و مدار كار مملكت خراسان و انتهاى فصل تابستان و ابتداى ميزان ، رأى عالمآرا به زيارت روضهء بضعهء احمدى - صلوات اللّه عليها - و مشغولى به صيد و شكار در ولايات عراق مينو آثار قرار يافت و در اواسط شهر جمادى الاول سنهء يك هزار و دويست و چهل و چهار ، موكب ظفر شعار به آن سامان و ديار شتافت . در روز ورود موكب انجم تحشّم به دار الايمان قم ، اين بندهء مدحتگزار با اهل و عيال بىشمار از سامان نهاوند و ولايت الوار ، به طريق فرار وارد آن ديار و شرفياب درگاه فلكمدار شاهنشاه تاجدار و مورد تفقّدات بىشمار آمد . تبيين اين مقال آنكه ، بعد از مدت سه سنه افزون كه در آن ديار به مباشرى افتادم و آدابى نيكو كه موجب مزيد اميدوارى رعيّت و دعاگويى دوام دولت ابدآيت بود نهادم ،